واسه یه سری کارا رفته بودم تهران.یادمه قبلا ترس داشتم از اینکه تنها توی تهران اینور و اونور برم ولی اینبار نمیدونم راحت بودم و خدا رو شکر ترسی نداشتم.شاید چون یه مدت خودم تنها اینور و اونور رفتم.
نمیدونم اونایی که اونجا زندگی میکنن و یا حتی افرادی که چندین بار اونجا رفتن حرفم رو قبول دارن یا نه.ولی اونجا واقعا زنده هست و پویایی داره.به قول چند تا از آشناها وقتی توی کشورایی مثل عراق و سوریه و افغانستانو...پا میذاری تازه میفهمی ایران ما با همه عقب موندنهاش از کشورای دیگه باز هم عشقه.
اینروزها بیکاری خیلی زیاد شده و ادم رو آزار میده و اینا منو به همین کار با اون شرایط داغونش راضی میکنه.
انشالله که بزودی کار درست و درمونی پیدا میکنم.ولی واقعا توش خودمو کشته و بیرونش مردم رو.
به امید روزای خوب.
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13:51 توسط mahsa
|
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا